سيد جعفر سجادى
1702
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
بطريق صلح قهرى رفع ترديد نمود . و با غير محصور بودن اطراف شبهه با آن مال ، معامله مجهول المالك خواهد شد . ممكن است روايت را اختصاص بخصوص اين مورد نداده بلكه آن را شمول داده بهر مالى كه مردد بين دو شخص يا اشخاص بوده و طريقى براى تعيين صاحب واقعى آن وجود نداشته باشد . بلكه ممكن است آن را تعميم داد به صورتى هم كه براى آن واقع مجهولى نباشد مثل اينكه شخصى به دو نفر مديون است و مالى را به وكيل آن دو نفر بدهد و تعيين نكند كه مال را بكداميك از آنها بدهد . و همچنين است وقتى كه شخص دو فقره به يكى مديون باشد كه يك فقره آن با رهن است و ديگرى بىرهن و در موقع تسليم مال تعيين نكند كه بابت كدام يك از آنها است . در اين مسأله محتمل است حق تعيين با مديون باشد و مادامى كه تعيين نشده ملك مراعى است . و محتمل است توزيع بمقتضاى قاعده مذكور . و احتمال ميرود استصحاب بقاء به ملكيت مديون و تا وقتى تعيين نشده نزد قابض امانت باشد . و از بين اين احتمالات احتمال اول اقوى و ارجح است . بهر حال احتمالات مذكوره در صورتى است كه مديون مدعى تعيين نباشد و الا مسأله قاعده ما لا يعلم الا من قبله بوده و بايد هر چه گويد نظر به اين كه ابصر به قصد خود مىباشد او را تصديق نمود . ( كليات ص 55 ، 56 ) مَجْهولِ مُطْلَق - ( اصطلاح منطقى ) مجهول مطلق يعنى امرى كه به هيچ وجه از وجوه معلوم نباشد نه بعلم اجمالى و نه بعلم تفصيلى نه بوجه و نه بكنه رجوع بمعلوم شود . مَجْهُوليَّه - ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از خوارجند خوارج عجارده و مذهب آنان بمانند حازميه است . ( از كشاف ص 280 ) مُحَابات - ( اصطلاح فقهى ) فروگذاردن و با كسى معاوضه كردن و بيع كردن به كمتر از قيمت و خريدن زياده بر قيمت باشد و نزد ادبا عبارت از گفتن چيزى است مثل چيزى كه ديگرى گفته باشد ( از كشاف ص 432 ) . و بالاخره در اصطلاح فقها معاملات محاباتى نوع معاملهايست كه به كمتر از قيمت باشد . كليه معاملات محاباتى در مرض موت نسبت بما زاد از ثلث مثل بيع و اجاره و صلح به كمتر از ثمن المثل موقوف باجازهء ورثه است زيرا مزاحم حقوق آنها است در ما زاد از ثلث . رجوع به بيع محاباتى شود . مَحارِم - ( اصطلاح فقهى ) كسى يا كسانى را گويند كه نكاح آنها بر انسان حرام باشد بطور دائم از راه نسب يا رضاع يا مصاهرت . رجوع به نكاح شود . مُحادَثَه - ( اصطلاح عرفانى ) محادثه